أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 12

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

آن را ، و محمّد بن الحسين المحتسب كه مصنّف كتاب رامش‌افزاى است چند مجلّد ، و امام قطب الدّين كاشى الرّاوندى مصنّف كتب بسيار از تفسير و فقه و كلام و جملهء علوم و عربيّات كه بذكر همه كتاب بيفزايد » . ( طالب تراجم علما و كتب نامبرده بكتاب نقض و تعليقات آن بوسيلهء كليد نقض مراجعه كند ) . تفاسير مهمّ شيعه كه تا زمان شيخ عبد الجليل در دست بوده و مورد استفادهء مردم قرار ميگرفته است اينها بوده و بعد از آن نيز تا زمان مؤلّف كه بقرائن قويّه از قرن هشتم متأخّرتر نتواند بود تفسير مهمّى نوشته نشده كه معروف و مشهور باشد و مورد استفادهء نوع مردم قرار گيرد و از ميان اين تفاسير كه نام برده شده غير تفسير ابو الفتوح رازى نميتواند مصداق كلام مصنّف ( ره ) قرار گيرد پس عبارت مصنّف ( ره ) كه ياد شد بجز انطباق با تفسير ابو الفتوح مصداق ديگرى ندارد . بايد دانست كه عدم ذكر مصنّف ( ره ) تفسير علىّ بن ابراهيم قمى و تفسير عيّاشى را در عداد اين تفاسير گويا مبتنى بر اين بوده كه اين دو كتاب از كتب اخبار است نه تفسير زيرا چنان كه بر اهل فنّ مخفى نيست امر در بارهء اين دو كتاب چنان است و اگر نه هر دو در آن زمان در دسترس بوده است چنان كه از ملاحظهء نقض و تفسير ابو الفتوح برميآيد . مطلب شگفت‌آور حيرت‌انگيز آنچه جاى تعجّب و حيرت است اين است كه چرا مصنّف ( ره ) بمأخذ اصلى و أسّ اساس تفسير خود كه محلّ استفاده و مورد تلخيص وى بوده يعنى تفسير روح الجنان تصريحى حتّى اشارهء نيز نكرده و حقّ مصنّف آن شيخ بزرگوار ابو الفتوح رازى را ادا ننموده است زيرا پر واضح است كه رنج صاحب اين تفسير فقط رنج مطالعه و انتخاب و تلخيص و اختصار بوده است ليكن رنج ابو الفتوح رنج تتبّع و تعمّق و تحقيق و ابتكار بوده است كه لازمهء تصنيف و تأليفى مانند تفسير وى است كه ديدهء روزگار نظيرش شايد نديده باشد و اين دو امر هرگز يكسان و قابل مقايسه و سنجش با يكديگر نيست و نسبت بين